X
تبلیغات
رایتل
Daisypath Happy Birthday tickers مهندس بابا و دوران دانشگاه
 

تعداد بازدید ها: 103203

Chat Box
 
 
نویسنده : مهندس
تاریخ : یکشنبه 14 مهر‌ماه سال 1392
نظرات (5)

وقتی رسیدم سر کلاس استاده تازه اومده بود و میخواست تازه بشینه. منم سلام کردم و نشستم، اما هنوز هیچی نشده گفت شما که دیر اومدی!!! برو تابلو پاک کن بیار ( یکی نبود بگه من و تو که با هم اومدیم. په یعنی خودتم دیر اومدی دیگه مهندس)

خلاصه گفتم باشه، رفتم بیرون که دیدم صدام میزنه، گفت برو اتاق کارشناس.. گفتم کارشناس گروه؟ گفت آره . گفتم حتم لیست اسامی رو میخواین ؟ گفت آره. گفتم باشه براتون میگیرم.

هیچی رفتیم اتاق اساتید پیش آقای رضوانی که تابلو پاک کن بده، نداشت جاش بهم دستمال کاغذی داد !!!

هیچی از طبقه دوم رفتم طبقه اول که لیست رو بگیرم ، رسیدم می بینم نه تنها اثری از کارشناسا نیست که سالن رو هم ساختن و چند تا کلاس اضافه کردن

هیچی دیدم یه استادی تو اتاق سینما هست ازش پرسیدم کجا رفتن گفت نمیدونم. دوباره هلک هلک رفتم اتاق بایگانی میگه بردن تو سالن نمازخونه قبلی روبروی اتاق استاید

هیچی دیگه دوباره برگشتم همون جای اول. بعدم میگم لیست درس تاریخ رو بده با استاد دریایی . میگه چی؟ دوباره واسش تکرار کردم بعدم میگه نمیدم. میگم چرا؟ میگه استاد باید خودش از سایت بگیره.

حوصله نداشتم باهاش بحث کنم  یعنی فکر میکنن ما بعد 6 ترم هیچی نمیدونیم. خو گیج من خودم واسه کلاس حل تمرینم راحت از کارشناس گروهم گرفتم بعد تو واسه استاد میگی نمیشه؟

هیچی بعدش رفتم تو کلاس و گفتم چی به چی بوده.

استاده هم کلی از عناوین خودش تعاریف نمود. استاد خوبی بود بنده خدا.

بعدم که تموم شد رفتم بوفه و بعدش دوباره تفسیر

یعنی 2 ساعت فقط توضیح داده که یه تحقیق رو چطوری انجام بدیم. بابا تو 5 دقیقه هم میشه توضیح دادا

بعدشم که از 12 الاف بودم تا 2. یعنی انقدر که خسته شدم اگه دو ماراتن شرکت کرده بودم خسته نمیشدم. بیکاری واقعا اعصاب خورد کنه.

هیچی حالا که ساعت 2 رفتم سر کلاس میگه دریایی هستم !! بعد من یه لحظه توش موندم گفتم اگه این دریایی هست پس تاریخ با کی داشتم؟ هیچی دیگه هنوز نمیدونم تاریخ با کی دارم! یعنی همچین آدم خجسته ای هستم من.

و خلاصه کلی روضه خوند که شما دانشجویان، تاج سر و بالای سر و  قربونتون برم و خلاصه ازینا که مقدمه روضه هست و ما هم فقط بهش میخندیدیم. کلاس خوبی بود از بس مسخره بازی در میاورد استاده.

اما بعدش از بس اون 2 ساعت خسته شده بودم تو سرویس موقع برگشت فقط چرت میزدم اصلا متوجه نشدم کی رسیدم خونه. بعدشم که رسیده نرسیده نهار خوردم و خوابیدم.

بابا میگه خوش گذشت؟ گفتم نه انقد خسته شدم که اصلا چیزی نگم بهتره




پ.ن:


امیدوارم روزای دیگم بهتر باشه


وای خدا خودت این تحقیقه رو یه جوری تموم کنش . خیلی دیگه دارم کم میارم


ب.ن:

امروز بعد 6 ترم درس خوندن در اومده بهم میگه ترم اولی هستی؟

گفتم نه چرا؟

گفت آخه خیلی خوشمزه ایستادی اینجا !!

الان دقیقا من باید چی بهش بگم؟ آخه..



http://s1.picofile.com/file/7610211933/%D9%85%D9%86_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%85.jpg


امضاء :  مهندس هویج    

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید



 
   
Online User