X
تبلیغات
رایتل
Daisypath Happy Birthday tickers مهندس بابا و دوران دانشگاه
 

تعداد بازدید ها: 103203

Chat Box
 
 
نویسنده : مهندس
تاریخ : سه‌شنبه 7 آبان‌ماه سال 1392
نظرات (4)

دیروز بالاخره تنبلی رو گذاشتم کنار و هر چی جزوه داشتم رو جمع و جور کردم، کمدم رو بهم ریختم و جزوه هایی که لازم داشتم گذاشتم دم دست و باقیشم هرکدوم یه جا فرستادم..

بالاخره چیزایی که میخواستم اومد دم دستم..

Tuzki Bunny Emoticon

دیشب فرشته بهم زنگ زد کتاب اوگاتا رو میخواست که نداشتم .به یکی از همکلاسیام sms دادم که اگه داره ازش بگیرم؛ که قرار شد از دوستاش بگیره بهم بده. بعد بهم میگه چه کاری سرمون در آوردی با این جزوه مبانی که به استاد دادی. کلاس تخصصی شده مثل عمومی!!

وقتی خوندم خندم گرفت، با اینکه یه چیزایی میدونستم اما پرسیدم چطور مگه؟

گفت اصلا دیگه چیزی نمینویسه و فقط روی جزوه میخونه و میگه همه چیز توضیح داده شده و لازم نیست من چیزی بنویسم.

کلی خندیدم.

تازه انگاری استاد سر کلاس همیشه کلی ازم تعریف و تشکر میکنه، و گفته که هر چی میگفته رو یادداشت کردم و تازه گفته نمره کامل رو هم گرفتم.

خلاصه کلی اون خنگول درونم از این تعاریف استاد ذوق کرد.

Tuzki Bunny Emoticon

بنظرم که استاد با این همه تعریف کردنش برام خواستگار پیدا کنه. خدا خیرش بده که به جوانان وطن خدمت میکنه

ولی خب گفته باشم من قصد دارم پله های طرقی رو بدم برام طی بکشن. تازه بابام گفته باید اول دکتر مهندس بشی بعد.

منم که حرف گوش کن.


ولی جدی لازم شده که حتما برم یه روز سر کلاسش. استادمو دوست دارم. مخصوصا که کتابش رو هم بهم هدیه داده بود...

یادش بخیر ترمی که باهاش درس داشتم، سر کلاس فقط و فقط اسم منو صدا میزد.

یه روز سر کلاس، یه مثال حل کرده بود همه در حال یادداشت کردنش بودیم، بعد آخرای یادداشت کردنامون گفت خانم... یادداشت کردین؟

منم گفتم خب حتما همه نوشتن جز من دیگه! گفتم پاک کنین استاد بعد از دوستم میگیرم. خلاصه پاک کرد و وقتی کلاس تموم شد، یکی از بچه های کلاس واسه اینکه سربسرم بذاره گفت، نمیگه بچه ها نوشتینا میگه خانم.. نوشتین یا نه؟

خو ما رو هم آدم حساب کن دیگه..

اون روز کلی خندیدیم..

کلی ماجرا داشتیم ما.. یادش بخیر.

قبلا هم قرار بود با شادی هماهنگ کنم باهاش برم سر کلاسش، تا اینکه دیشب یه جورایی خنگول درونم مشتاق تر شد که برم سر کلاس..


کلا آدم نمیشم، بلکه این دوره خودشناسی جدیدم آدمم کنه که هی با هر تعریفی ذوق نکنم.

آخه آدم اینقد بی جنبه.

نه خدایی شما هم مثل من خوشتون میاد یکی ازتون تعریف کنه؟ مخصوصا یه استاد؟


هان راستی یادم اومد..

یکی از پسرای دانشکدمون که برق قدرت میخوند به اسم توانا، اینقدر درسش خوب بود که ترم ششم معدلش شده بود 19.90 اگه درست خاطرم باشه. بعد من میگفتم این دیوانست. آخه کی ترم 6 معدلش 19 میشه، اونم با کلی درس تخصصی.


خلاصه که کلید اسرار سراغم اومد و خواست بگه که خدا هر چی بخواد همونه، واسه همین منم ترم 5 معدلم شد 19.58 که دیگه آدم شدم.


رفتم بیراهه. یعنی دیگه کل دانشگاه این آقای توانا رو میشناختن.

از قضا 2 هفته پیش یکی از بچه هایی که ترم پیش براشون حل تمرین ال1 گذاشته بودم اومد پیشم و داشت درباره استاد و امتحانش صحبت میکرد، بعد گفت که استاد گفته تا الان فقط آقای توانا و خانم .. ( که من باشم) تو برگه نمره کامل رو گرفتن و باقی با کمک کامل شدن..

وقتی اینو شنیدم واقعا خوشحال شدم که استاد منو با یکی از بچه های زرنگ یکی دونسته. اونم کی! استاد حمزئیان که هیچوقت از دانشجوها تعریف نمیکنه. واقعا یه لحظه به خودم امیدوار شدم.

گفتم خدارو شکر.


خلاصه که با وجود همه اینها لازمه یکم عاقل بشم.

ولی جدی شما هم همینطورین؟



http://s1.picofile.com/file/7610211933/%D9%85%D9%86_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%85.jpg


امضاء :  مهندس هویج    

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید


 
   
Online User